قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

احساس آبی
هر رفتنی نشونه رسیدن نیست / ولی برای رسیدن همیشه باید رفت

 


گاهی ، یادی ، نگاهی

امروز روز جدیدی است با تصمیمات تازه و شروعی دوباره!

ورزش ، زبان ، کار!

فقط جهت ثبت در روزگار!




کلمات کلیدی :من و من
نویسنده : ماه بانو تاریخ : جمعه ۱۳٩۱/۱/۱۸       نظرات ()

سال نو و اندیشه نو!

تصمیمات ما هستند که سرنوشت ما را تعیین می کنند.,آنتونی رابینز




کلمات کلیدی :سخن بزرگان
نویسنده : ماه بانو تاریخ : شنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢٧       نظرات ()

دخترک برفی من

 

4روز قبل در حالی که اولین برف زمستانی شیراز شروع به باریدن کرد. دخترک پاک و معصوم من تحت عمل جراحی لوزه قرار گرفت.پشت در اتاق عمل خیلی به من سخت گذشت.به سختی نفس می کشیدم و اشکم منتظر تلنگری برای بارش بود.خدا نصیب هیچ مادری نکنه که بخواد رنج و ناراحتی بچه اش رو ببینه.

الان دخترکم حالش خوبه ولی وقتی غذا می خوره کمی درد به سراغش میاد.امیدوارم هر چه زودتر کاملا دردش از بین بره.به امید شفای همه مریض ها.مخصوصا کوچولوها!




کلمات کلیدی :من و دخملی
نویسنده : ماه بانو تاریخ : چهارشنبه ۱۳٩٠/۱٢/۱٠       نظرات ()

دختر فراری ، پسر فراری

 

 

چند روز قبل فیلم فراری رو دیدم که یه دختر مدرسه ای که سن کمی داشت و خونواده ی متعصبی  و مامان باباش از هم جدا شده بودند با دوست . پسرش از شهرشون فرار می کنن و می رن تهران. مامان دختره کلی درد سر می کشه تا پیداش کنه و خوش و خرم برش می گردونه! وقتی فیلم رو می دیدم باورش برام سخت بود که چرا باید همچین اتفاقاتی بیافته؟ چرا پدر بزرگ دختره اینقدر با تعصب بیجا اذیت نوه اش می کرد؟و معتقد بودم که باید با دخترشون دوست باشن تا همچین اتفاقی نیافته!

و اما دیشب متوجه شدم که یکی از پسرای همکار بابام از خونه فرار کرده! یه پسر 16 ساله که تو ناز و نعمت بزرگ شده و از گل کمتر نشنیده یه نامه نوشته که من می خوام برم و تنها زندگی کنم و روی پای خودم باشم و آزاد باشم!

بیچاره خونواده اش که دارن دیونه میشن و درد به در دنبالش می گردن! جالبه که به خونه اشون هم زنگ زده و گفته که کجا فرار کرده !

حالا من موندم که واقعا دلیل فرار دخترها یا پسرهای کم سن و سال چیه؟

 

پ.ن : پسر مذکور یک روز بعد از فرار توسط خونواده اش در یه شهر دیگه پیدا شد.




کلمات کلیدی :من و روزگار
نویسنده : ماه بانو تاریخ : دوشنبه ۱۳٩٠/۱٢/۱       نظرات ()

این روزها

گاهی روزها بسیار سرم شلوغه و وقت سر خاروندن ندارم گاهی هم اونقدر سرم خلوته که سرم درد می گیره واسه درد سر!این روزها مشغول زبان و عکاسی هستم. یه دوره جدید عکاسی شرکت کردم که بچه های باحالی داره و همینطور دوره جدید زبان.با وجودیکه خیلی زبان رو دوست دارم و از خوندنش لذت می برم.ولی گاهی نا امید میشم از خوندنش که آیا واقعا توانش رو دارم که توی یه دانشگاه خارجی از پس درس خوندن بر بیام؟نمی دونم چی میشه اما من دست از تلاشم بر نمی دارم و همچنان ادامه میدم.




کلمات کلیدی :من ومن
نویسنده : ماه بانو تاریخ : پنجشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٢٧       نظرات ()


.:: This Themplate By : Theme-Designer.Com ::.


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به احساس آبی مي باشد.